تبليغاتX
هنوز،همیشه،هرگز

هنوز،همیشه،هرگز

در راهت ای جان جهان،تا کی ز جان پروا کنم؟

شانه هاي کسي را ميخواهم براي گريه کردن...


بارانم

            ميخواهم به اندازه چهار فصل ببارم


                                چتر به دست منتظر آمدنم باشيد


                                 ************


باران : بعد از مــدتها دوري ســـــلام


نوشته شده در دوشنبه 19 دی1390ساعت 12:34 توسط باران| |


شعر زيباي حميد مصدق


تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان مي دهد آزارم
و من انديشه کنان غرق در اين پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سيب نداشت



جواب زيباي فروغ فرخ زاد

من به تو خنديدم
چون که مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليک لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تکرار کنان
مي دهد آزارم
و من انديشه کنان غرق در اين پندارم
که چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت!

 

و....جواد نوروزیه

دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت



باران۱:سلام دوستان گلم میبینم که اعصابها اتیشی شده از نبود من

بخدا همه شما عزیزید ..منم هیچ کدوم از هم وبلاگیها رو فراموش نکردم فقط یه خرده گرفتار شدم و کم حوصله...
من رو ببخشید که این همه کم رنگ شدم....

باران۲:یه سفر در پیش دارم  برام دعا کنید نفرینم نکنید هاااا من هنوز جوونم . آرزو دارم ... خوبی یا بدی دیدید به بزرگی خودتون ببخشید حادثه خبر نمیکنه...یهویی دیدید

باران۳:یه سوال وقتی به کسی  کامنت میدید بعد اون طرف اصلا جواب نمیده یا دیر جواب میده دوست دارید چه بلایی سرش بیارید؟یا اینکه تو دلتون چی بهش میگید؟

منم که خودم یکی از این آدما هستم خدا به دادم برسه.........


*************

بعدا نوشت باران: راستي يادم نرفته بايد تقدير و تشكر كنم از آبجي گلم كه اين شعر زيبا رو برام خواند

و چون جواب خانم فرخ زاد برام جالب بود منم خواستم در وبلاگم قرار بدم(اين شعر فرخ زاد اولين بار شنيده بودم)...حالا راضي شدي آبجي جان چه گيري ميده آبجي جان!!!

قربونش برم از من كوچيكتره ولي..حالا بماند..اينجا جونِ خودمو نجات بدم تا برسه به سفر حالا.


نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 16:7 توسط باران| |

1-سلام دادن را تو آغاز کن زیرا سلام موجب اطمینان طرف مقابل می شود… :hello:


۲-تبسم کن زیرا تبسم طرف مقابل را سحر می کند و قلبش را می نوازد.


۳-به طرف مقابل خود اهمیت ده و از او تقدیر کن و با مردم آنگونه برخورد کن که دوست داری با تو برخود کنند. :1New (13):

۴-در شادی های مردم شریک شو. :123: :dancegirl2.gif0:



۵-نیازهای مردم را برآورده کن زیرا بدین ترتیب به قلبشان راه می یابی .نفس ها با برآورده کردن نیازها پر میشود .


۶-از لغزشها درگذر و در روح و روان خود تسامح نشان بده . :mmmm (7):


۷-در جستجوی شگفتی ها باش ودر پی آنها باش که باعث کسب دوستی و جذب قلوب می شود . :hiker:


۸-در هدیه دادن بخیل نباش اگر چه قیمت آن کم باشد زیرا ارزش معنوی آن بیشتر از ارزش مادی است . :191:


۹-دوست داشتن را به طرف مقابل اظهار کن زیرا کلمات دوست داشتنی به قلب ها نفوذ می کند . :inlove20:


۱۰-در پی نصیحت مردم باش بگونه ای که آبروی مخاطب نرود . :123 (4):


۱۱-با دیگران در حد توجه شان صحبت کن زیرا افراد میل دارند که در مدار توجه شان کسی با آنها گفتگو کند. :1New (45):

۱۲-خوشبین باش و بشارت را در دور و بر خود پخش کن .


۱۳-اگر دیگران کار خوبی انجام دادند از آنها تعریف کن زیرا ستایش در نفس اثر می گذارد اما در تعریف زیاده روی نکن . :aaa (5):


۱۴-کلمات خود را برگزین تا جایگاه تو بالا رود زیرا کلمه ی نیکو بهترین وسیله برای نوازش قلبهاست . :301:


۱۵-با مردم متواضع باش زیرا انسانها از کسی که احساس برتری می کند متنفر هستند . :cheers1:


۱۶-در پی صید عیوب دیگران مباش بلکه به اصلاح عیوب خود مشغول باش .


۱۷-هنرسکوت را بیاموز زیرا مردم کسی را که به آنها گوش می دهد دوست دارند .


۱۸-دائره دانش خود را وسیع گردان و درهر روز دوست تازه ای بدست آور. :288:


۱۹-تلاش کن که تخصص و توجهات خود را متنوع تر سازی ،این کار موجب آن میشود که هم دائره علم تو افزایش یابد و هم تعداد دوستانت .

:1New (33):


۲۰-اگر کار خوبی برای شخصی انجام دادی منتظر عوض آن نباش 


باران: ميبينم عزيز بودين عزيز تر شدين......:mmmm (4):..... :03:



نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 3:0 توسط باران| |

كاش تحسينم مي كردي

درست مثل اوايل...


كاش بجايِ اين همه بهانه هاي كوچك

تحسينم ميكردي!


يا... براي يك بارشده

خطايم را نمي ديدي...


تكرار كه مي شوم دلت را ميزنم

اما تو..

چه خواستني تر  مي شوي!


هيجانزده مي شوم كه

تحسينت مي كنم

...

راستي چون راه قلبم را از بر شده اي

هربارسنگي به شيشه اش ميزني؟!


و من سكوت مي كنم

چون روزگاريست


قلبم را به نام تو زده ام...!


تقديم به بهار و زندون خاطراتش

نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 5:50 توسط باران| |

دل ابريم ....باريد

.

.

چه انتظار غريبي بود!!!...


نوشته شده در پنجشنبه 13 مرداد1390ساعت 17:41 توسط باران| |

 

حرف مي زني

حرف مي زني

تند تند حرف مي زني

 


تكرار مي كني

تهديد مي كني

حرف مي زني

تاكيد مي كني

 


هيس...!!


كافيست ....گوش كن، همين يك بار!

فقط بگو : "من ميروم" ...همين!

 

و براي هميشه برو

******

باران : دلم یه دل سیر اشک میخواد....پس کی دل ابریم تصمیم میگیره بباره!!!

باران ببار، باران ببار، مرا به یاد من بیار
ببر مرا از این دیار به دست یارم بسپار

 


 

نوشته شده در چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 1:46 توسط باران| |


چرنديات شبانه ام مثل هر شب شروع ميشود

اين بار هم چرند ميگويم،

كه تنهايم


اما تنهايم...

از هميشه بيشتر

 

و هنوز مثل گذشته ام

به تنهايم ميخندم

خنده اي تلخ به خودم

يا تمام آدمهاي كه نماندن

با من !


اشكهايم بوي خاك ميدهد

و مزه تنها شدن..

باز دلم را خوش ميكنم

كه تنهاتريني هست!

مجبورم......

 


 

باران1: سلام دوستاي خوبم كه در نبودم بهم سر زديد و خواستيد باشم ...

هرچند بودن كساني كه دعاي باران رو جدي نگرفتن و براشون مهم نبود باشم يا نباشم

مطمئن باشيد اگه درخواست دوستاي خوبم نبود پست خداحافظي براي هميشه بود.

باران2: اين قيافه من بعد از اون همه كامنت كه دوباره برگردم و شروع كنم....

نميدونم چرا حس غريبي دارم..و يه خُرده هم خجالت ميكشم

باران3: قالب وبم رو عوض كردم امیدوارم خوشتون بیاد...سعی میکنم این نبودنها رو جبران کنم

اما گاهی زندگی اونجوری نیست که ما دوست داریم باشه....

این مدت هم (...) بازهم سکوت رو ترجیح میدم

همیشه شاد باشید و برای همه شما آرزوهای ِ خوب دارم


************

همه نبودنهايم را كنار هم ميگذارم....با خودم فكر ميكنم، حتما فراموش شده ام!

خواستم باشم كه باز خودم را جا كنم درون خيالاتت...

 


نوشته شده در دوشنبه 20 تیر1390ساعت 1:44 توسط باران| |

Design By : nightSelect.com